...
برای او كه ماه است.
خيالات مگر درياست
كه مرا خيس میكند؛
غرق میكند؟
Comments
برای این که اعتماد به نفست زیاد شود، به یاد نسلی بیفت که سرمشقی نداشتند، بنابراین خودشان را به سرمشق تبدیل کردند، و ادراک مستقیمی از زندگی و رنجهای آن داشتند.
http://thekeyofdreams.blogspot.com/2009/01/blog-post_30.html
Posted by: اوژن نیکویی at January 31, 2009 12:55 AM
ooni ke lisans migire fek mikone hame chi midoone, oni ke foghe lisans migire mifahme ke hichi nemidone , wa oni ke doctora migire mifahme ke hich kas hichi namedoone... in marboot be poste balast albate.
Posted by: Anonymous at January 29, 2009 02:18 PM
پرستو
حسی که داری اشتیاق و آمادگی برای وارد شدن به یک دوره دکترااست. دست بکار شو ماه بانو و از خودت خیلی خیلی راضی باش!
Posted by: Anonymous at January 28, 2009 07:01 AM
salam parastoo.man kheili hesseto mifahmam.ye kam mosbat tar fek kon.be tajrobei ke be dast avordi fek kon khodesh ye donya miarzeh
Posted by: mahrokh at January 28, 2009 12:02 AM
پرستو جان،
این کامنت مربوط به "حرف می زنم که شاید خالی بشم" است. زیاد هم منتشر کردن نداره.
من دقیقا می دونم که چه حس کوفتی و کشنده ای است این حس "راضی نبودن از خود"و ذره ذره تحلیل رفتن اعتماد به نفس.... نمی خوام نصیحت کنم. فقط می خوام بگم که لااقل درک می کنم حالت رو. (هنر می کنم!)
همیشه ترس از یه چیز وحشتناکتر از خود اون چیزه.
اگه نمی دونی چی کاره ایی الان، برو دنبالش تا بفهمی. جدی جدی.
...
(یه مشت شر و ور نوشته بودم این وسط که بعد سانسورشون کردم)
خلاصه به نظر من اگه بری با یه روانکاو یا مشاور درست و حسابی چند جلسه ای حرف بزنی خیلی کار خوبیه.
حتی اگه هیچی هم ته اش نباشه یه تجربه می شه.
من دارم این کار رو می کنم. انگار دارم خودم رو از یه جای دیگه نگاه می کنم.
برات دعا می کنم که خوب خوب خوب باشی.
Posted by: آزیتا at January 27, 2009 11:01 PM
honey!weblog e leyla khodabakhshi ro baladi?
Posted by: Anonymous at January 27, 2009 12:12 PM
دریات همیشه آبی باشه.
Posted by: آزاده at January 26, 2009 05:38 AM


