دخترانِ ایران

حالا که دارم این جمله‌ها را می‌نویسم احساساتی نیستم. دو روز از دیدنِ تصویرِ جان دادنِ ندا آقاسلطان، تصویرِ تنِ گلوله‌خورده‌اش، تصویرِ چشمانِ خیره ثابت‌مانده‌اش گذشته است. دیدم بعضی از رسانه‌ها (طبیعتاً رسانه‌های خارجِ ایران. در داخل که دیگر رسانه‌ای نمانده.) نوشته‌اند که کشته شدنِ ندا شده است سمبلِ اتفاق‌هایی که این روزها در ایران می‌افتد؛ شده است نشانه‌ی درگیری‌های جوانان و نیروهای نظامی و شبه‌نظامی. راستش برای من کشته شدنِ ندا و پخش شدنِ تصاویرش سمبلِ حضورِ شجاعانه و خیلی چشم‌گیرِ دخترانِ جوان در اعتراضاتِ اخیر است. نوشتنِ تاریخِ حضورِ زنان در اجتماع با این تصویر و تصاویرِ مشابه هیچ سخت نخواهد بود. نوشتنِ تاریخی که ما، ندا و من و تو و دیگری، داریم می‌سازیم.

مرتبط:
از هدی تا ندا



June 23, 2009 12:48 AM


Comments


خوب است كه برگشته اي. اما چه وقتي براي خوش آمد گويي! و خوب نوشته اي. اگرچه دنياي حرف هاي جامانده زيادند.

Posted by: negar sh at June 24, 2009 12:34 AM

شجاعت زنان و دختران ایران. این روزها جدا خیره کننده است. اینکه تا چه اندازه به حقوق خودشان احترام می گذارند و اینکه تا چه اندازه آماده شده اند برایش هزینه بپردازند. البته این بخش پرداخت هزینه ها در وضعیت خشونت بار کنونی خیلی درد ناک است خیلی...

Posted by: Aidin at June 23, 2009 07:08 PM

فرشتگان از ستاره ای به ستاره ای می آويزند
تا به تماشايتان بنشينند،
ای ستارگان کهکشان روئيده در بستر زمين!

Posted by: آرش at June 23, 2009 02:51 AM

البرز سر فراز
کوهنوردان جسور تو
مگر کدامین قله را می جویندکه تا غروب راهیان عطر و ترانه و نورند
و شب هنگام خود ستاره ای بر بامِ مادرِ تن خسته وطن

: که دختران و پسرانش همه بوی عطر عشق می دهند
ترانه رهایی می خوانند
و مشعل دست هایشان
مرگ دیوی است که دماوند را به بند کشیده است.

Posted by: آرش at June 23, 2009 02:44 AM

Post a comment





Remember Me?