هجده چرخ

كيهان امروز، چهارشنبه، سوم تير، تمام‌وزن از روی ميرحسين موسوی رد شده است. گزارشِ خبری (كه تيترِ يك است)، يادداشتِ روز، خبرهای ويژه، گفت‌وشنود، كيهان و خوانندگان، و... همه يك موضوعِ مشخص دارند: موسوی مسؤول همه‌ی خسارت‌های ده روزِ گذشته است؛ بيانيه‌هايش مصداقِ تشويشِ اذهانِ عمومی و اقدام عليه امنيت ملی؛ و خودش عاملِ "دشمنان".

به قصدِ ارعاب است يا زمينه‌سازی برای بازداشت و محاكمه‌ی موسوی؟



June 24, 2009 01:03 AM


Comments


با سلام

آن چه از شواهد و قرائن بر می آید، استراتژی مجریان انتخابات برای تقلب کلان و برنده اعلام کردن احمدی نژاد چنین می نماید:

- کمتر رای دادن مردم در شهرهای بزرگ (با ابزار تکنیکی مانند پایین آوردن سرعت رای گیری، نرسانیدن تعرفه، تمدید نکردن ساعت رای گیری علیرغم حضور مردم منتطر در صف ها و موارد دیگر...)

- پر کردن تعرفه های اضافی چاپ شده رای به اسم احمدی نژاد و ریختن آن در صندوق ها (147 حوزه رای های تعداد رای احمدی نژاد 90 تا 150 در صد افراد واجد شرایط بوده است. بعضی موارد که تا 200 در صد هم بوده است).

البته موارد دیگر تخلفات و تقلباتی که محلی انجام شده، جدای از این برنامه ریزی کلان است. صندوق ها هم که این دو هفته دست آقای محصولی بوده و هر بلایی که می خواسته سرشان آورده

Posted by: آرش at June 29, 2009 07:22 PM

با سلام

یک نکته دیگر که مایلم به آن اشاره ای داشته باشم. به گمان من از آن روزی که آقای رفسنجانی گفت رابطه عاطفی ایشان با آقای خامنه ای مثل رابطه عاشق و معشوق است، صلاحیت خود را برای ریاست مجلس خبرگان از دست داده است.

مجلس خبرگان باید بر کار رهبر نظارت کند. حال این گونه رابطه عاطفی ممکن است در انجام وظیفه ای که طبق قانون به ریاست مجلس خبر گان داده شده ، اثر بگذارد.

ببنید مثلا در یک شرکت مهندسی اگر به طور اتفاقی یک زن و شوهر کارمند آن شرکت باشند ، هیچوقت کار یک همسر را به زوجش برای چک کردن نمی دهند. حتی در کار مهندسی که با عدد و ارقام و استاندارهای مشخص سروکار دارد، استدلال می شود که ممکن است روابط عاطفی یک زوج مانع از دقت لازم شود و اگر اشتباهی در محاسبه بوده دیده نشود.

حال کشور ما و به وِیژه دستگاه دولت شده تیول خانوادگی. همه هم به همدیگه به به و چه چه می گویند. بابا انسان می تواند خطا کند. حال خطا هم نگوییم می توان یک کار را با کیفیت بهتری انجام داد. سیستم نظارت گاهی از سیستمی که کار را انجام می دهد، تعیین کننده تر است!!

Posted by: آرش at June 27, 2009 12:04 AM

to ro hanuz nagereftan?ajibe

پرستو:
شايد براي ناشناس‌ها عجيب باشه

Posted by: nashenas at June 25, 2009 01:03 AM

پرستو وقتی این تیتر کیهان را اینجا دیدم، به قرآن تفالی کردم. آیه 57 سوره اعراف آمد. خدا کند مژده اش عملی شود:

اوست كه بادها را
پيشاپيش [باران] رحمتش
مژده‏رسان مى‏فرستد
تا آن گاه كه ابرهاى گرانبار (آبستن باران) را به جنبش در آورند...
آن ابرها را به سوى سرزمينى مرده برانيم
و از آن باران فرود آوريم
و از آن هر گونه ميوه‏اى...

Posted by: آرش at June 24, 2009 10:10 PM

As everyone knows, Internet is the primary source of Iranian people’s contact with the outside world at this time.

If anyone is on twitter, please set your location to Tehran and your time zone to GMT +3.30. Security forces in Iran are hunting for bloggers using location/timezone searches. The more people at this location, the more of a logjam it creates for forces trying to shut Iranians’ access to the internet down. Cut & paste & please pass it on

Source:
http://ardavan.wordpress.com/2009/06/24/please-read/

Posted by: reza at June 24, 2009 07:36 PM

راستی حال و احوال. آنقدر غرق در انتخایات شده ایم که سلام را هم برای روزی دگر ذخیره کرده ایم:)

Posted by: Anonymous at June 24, 2009 07:27 PM

دوستان، علیرغم تیتر تروریستی امروز کیهان، نمیدانم چرا کمی خوشبین هستم یا شاید بتوان گفت "احساس" خوشبینی می کنم. شاید مصالحه ای به نفع ملت و جلوگیری از خونریزی های بیشتر صورت گیرد.

شاید این احساس از این جا ناشی بشود:

خود همین تیتر تروریستی کیهان "خونخواهی مردم از موسوی" می تواند نشانه ای باشد که این تندروها در حال باختن قافیه هستند و می خواهند با شلوغ کاری جلوی هر گونه تصمیمی را که به نفع مردم و مصالح عالیه کشور باشد بگیرند.

چون از آن طرف از حرف های جسته گریخته ای که مثلا از آیت الله مکارم شیرازی نقل شد بوی آن می آید که علما به نحوی دارند پا در میانی می کنند که راه حلی برای این مسئله پیدا شود. باید به فال نیک گرفت. مگر مردم چه می خواهند؟ جز این که به طور مسالمت آمیز اراده خود را با رای خود (که در نهایت غیر ار این راهی نیست) به کرسی بنشانند. خب کیهان و کیهانیان این را بر نمی تابند و منافع آن ها و اصلا بقا آن ها در درگیری و کینه و کشت و کشتار و داشتن دشمن است.

در مقابل ما سرشار از عشقیم... می خواهیم آزاد و در صلح زندگی کنیم ... آن ها به ما رشک می برند چرا که سقف پرواز ما مرز بی نهایت است...

Posted by: آرش at June 24, 2009 03:36 PM

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

من تنها از روی وظیفهٔ دینی خود که همانا امر به معروف و نهی از منکر است با شما سخن میگویم. در این مطلب روی سخن من با کسانی‌ است که به اسم بسیجی‌، سپاهی و لباس شخصی‌ به مردم حمله میکنند و آنها را به خاک و خون می‌‌کشند.

شما که به اسم اسلام به مردم بی‌ دفاع حمله می‌کنید، هرگز فکر کرده‌اید که آیا واقعا کار درستی‌ می‌کنید؟ یا اینکه تنها فرمان حمله را اجرا می‌کنید، بی‌ آنکه اندکی‌ در مورد آن بی‌ اندیشید؟

توصیه من به عنوانه یک مسلمان شیعه این است که عمل خود را با عمل پیامبر اسلام و امامان معصوم مقایسه کنید و ببینید آیا آنها هم با مردم و حتی با دشمنان خود چنین میکردند که شما امروز انجام میدهید؟

آیا نمیدانید که آن بزرگواران هرگز آغاز کننده هیچ جنگی نبودند و تنها با کسانی‌ می‌جنگیدند که قصد جانشان را کرده بودند و هیچ راهی‌ به غیر از جنگ برایشان باقی‌ نمیگذاشتند.

فراموش نکنید که در زمان حضرت علی‌ جماعتی پیدا شدند که به اسم اسلام به روی علی‌ تیغ کشیدند و هر کسی‌ که آنها را قبول نداشت کشتند و آنها را کافر نامیدند. حتی به زنان حامله هم رحم نکردند.

آری خوارج را میگویم.

فراموش نکنید کسانی‌ که فرق علی‌ را در مسجد کوفه شکافتند و امام حسین و فرزندان و یارانش را در کربلا آن گونه با بیرحمی به شهادت رساندند به نام اسلام این کار را کردند و بر پیشانی‌هایشان جای مهر نماز بود. آن قاتلین نه رومی بودند و نه کافر. بلکه معنی‌ دین را درست نفهمیده بودند و تحت تاثیر متحجران و حاکمین ظالمی که امام علی‌ آنها را آفت دین نامیده بود، قرار داشتند و فکر میکردند مشغول جهاد در راه خدا هستند.

اگر خداوند یکتا می‌خواست که مردم را به زور به اطاعت وادار کند به جای کتاب به پیامبرانش شمشیر و گرز آتشین میداد.

تنها کمی‌ فکر کنید و ببینید که آیا پیامبر اسلام و امامان معصوم هم اینگونه با مردم رفتار میکردند که شما و حاکمان امروز ایران با مردم رفتار می‌کنید؟

از شما می‌خواهم که تنها رفتار آن بزرگواران را ملاک تشخیص حق از ناحق کنید و خود را به دست عده‌ای که مانند خوارج می‌‌اندیشند و تنها خود را بر حق میدانند و هر صدای مخالفی را به بدترین شکل ممکن سرکوب میکنند، نسپارید. عمله ظلم نشوید و دنیا و آخرت خود را به دست خویش نابود نکنید.

بترسید از روزی که خونهای ریخته شده و ناله‌های مظلومان دامنتان را بگیرد و پیش خدا و خلق خدا رو سیاه شوید. بدانید‌ که به مثابه آیه شریفه قرآن، حکومت با کفر میماند ولی‌ با ظلم هرگز.

بدانید‌ که خداوند بخشنده و مهربان است و توبه گناهکاران را می‌پذیرد.

بدانید‌ که هیچ جهادی بالاتر از جهاد با نفس نیست. پس چون حور در کربلا آزاده باشید و تا دیر نشده خود را از صاف ظالمان جدا کنید و به راه درست باز گردید.

امیدوارم که خداوند همهٔ ما را به راه راست هدایت کند.

والسلام

Posted by: Ahmad at June 24, 2009 12:19 PM

من که میگم کمی از زمینه‌سازی هم پیشرفته تره قضیه، یادمون نره نوشته‌های اکبر گنجی در مورد شریعتمداری که با قلم سرخش چه سر‌های سبزی رو به باد داد.
البته من هم آرزو دارم که حداقل در این مورد گفته‌ی بالا صدق نکنه اما واقعیت چیز دیگریست.

Posted by: کامیار at June 24, 2009 12:03 PM

گوه ميخورن سر موسوي بلايي بيارن

Posted by: ناشناس at June 24, 2009 09:24 AM

they are scared...whenever Moussavi calls out people will follow

Posted by: Anonymous at June 24, 2009 03:00 AM

من هم فکر می کنم آخرین زورهایی هست که در این مسیر داره زده میشه. هر چی تو چنته حضرات هست دارن رو می کنن که ببینن به جایی می رسن یا نه. اگر جواب نداد این مهره کیهان از بازی خارج می شه و مهره معتدل تری مثل رئیس مجلس وارد بازی می شه.

Posted by: مریم گلی at June 24, 2009 02:26 AM

به گمان من به قصد ارعاب است. دوران این "آقا" یان بسر رسیده است. این خون های پاکی که ریخته شد باید در پیشگاه مقدس ملت به پا خواسته پاسخگو باشند.

به لحاظ اخلاقی که مدت هاست شکست خورده اند. ما که جنگ و دعوایی با این ها نداریم. می خواهیم آدم بشن. می خواهیم اونا را به فطرت "انسانی" شون برگردونیم. می خواهیم روخ شفابخش پر شوکت انسان را در اونا بدمیم. چند ساله این حرف ها را به رئیس کل آن ها هم گفته ایم که هراسی به خودش راه نده.

Posted by: آرش at June 24, 2009 02:06 AM

Post a comment





Remember Me?