طرحِ يك شكايت
حالا بيشتر از 24 ساعت است كه شهروندانِ تهرانی دوباره میتوانند از سيستمِ پيام كوتاهِ تلفنهای همراه استفاده كنند. اينكه آيا دولت اساساً محق بوده است كه سه هفته اين خدمات را ارائه نكند، به كنار. موضوعِ نارضايتی من عمدتاً از اين است كه دولت نيازی نديده است به شهروندان بابتِ سلبِ حقشان توضيح دهد--فارغ از اينكه چقدر توضيحاش میتوانست قانعكننده باشد.
میخواهم به ديوانِ عدالتِ اداری شكايت كنم. البته حتماً دربارهی نحوهی نوشتنِ شكايتنامه و مراحلِ قانونیِ بعدش نياز به مشاورهی حقوقی دارم اما به هر حال خيلی جدیام برای اين كار. نكتهای، نظری، حمايتی؟
ايده از: شهروندِ باحالی كه پارسال از شركتِ مترو شكايت برد به ديوان عدالت اداری كه چرا بليت تكسفره نمیفروشند.
مرتبط:
من اساماس نمیزنم
Comments
درباره بیداری ملت:
به گمان من پیشنهاد آقای خاتمی و مجمع روحانیون مبارز مبنی بر برگزاری رفراندم درباره مشروعیت انتخابات اخیر در مرحله کنونی پیشنهاد خوبی است.
اما یادمان نرود هدف ما نهادینه کردن "انتخابات آزاد" در ایران و برای همیشه است.
زمان آن فرارسیده که همه فداکاری ها، جانبازی ها و خون های ریخته شده فرزندان دلاور این ملت از مشروطیت تا کنون برای آزادی و عدالت به ثمر بنشیند.
Posted by: آرش at July 20, 2009 08:28 PM
سلام پستو خان. پس چرا این قدر کمرنگ شدید در وب؟ امیدوارم احوالتان خوب باشد.
Posted by: روزنامه نگار ناموجود at July 16, 2009 01:53 AM
زبانم لال ربانم لال زبانم لال.... داره کم کم بوی یک فرصت سوزی تاریخی میاد...
شرایط داخل آماده برای تغییر... دنیا با مردم ایران... دولت کشورهای پیشرفته زخمی از طالبان با ما.... رهبران ما بی عمل...
تا چند سالی "سرگرم" آزادی و یا جلوگیری از اعدام زندانیان اخیر...
... اضافه کنید بر آن تردید همیشگی آن ها: بریدن دسته چاقو؟
Posted by: آرش at July 10, 2009 06:23 PM
سلام پرستو خانم. این درست که من ناموجودم اما دوست دارم شما مرا به رسمیت بشناسید به عنوان یک روزنامه نگار که کلی با هم سلام و علیک قدیما داشته ایم. به هر حال تقصیر من چیه که تا قبل انتخابات موجود بودم الان ناموجود.
Posted by: روزنامه نگار ناموجود at July 7, 2009 10:21 AM
سلام پرستوی عزیز
به گمانم شکایت وعده ی خوبی ست
لااقل برای مدتی این درد را مرهم می شود
اما اس ام اس برای ما یک راه ست
نمی شود این راه را بست و در بن بست نشست
پرستو:
سلام هليا.
من حتماً اين رسانه را از خودم دريغ نمی كنم. شكايت كردن معنی اش اين نيست كه اساماس را تحريم كنيم. البته كه عدهای ديگر عقيده دارند بهترين راه اعتراض همين استفاده نكردن از اساماس است. من اينطور فكر نمیكنم.!
Posted by: هلیا at July 6, 2009 09:35 PM
به نظر من از اس ام اس ها مسخره تر قضیه کارت تلفن های راه دور است که این مدت آنها هم قطع بودند و حالا که دوباره وصل شدند به قول خودشان به "دلیل اختلالات پیش آمده در سیستم" تعرفه هایشان را گرانتر کرده اند. لابد مردم باید خسارت این مدت سود بر باد رفته شرکت های کارت تلفن را بدهند. ظاهرا یک چیزی هم بدهکار شده ایم بابت مدتی که به مردم سرویس نمی دادند! عجب مملکتی است. ای کاش یکی هم پیدا می شد از اینها شکایت می کرد.
Posted by: آزیتا at July 6, 2009 08:55 PM
سلام. من که از دست این دولت ناموجود شدم. امروز هم دوباره اس ام اس ها رو قطع کردند.
Posted by: روزنامه نگار ناموجود at July 6, 2009 07:47 PM
سلام . لطفا به جمع وبلاگ نویسان جهت درخواست از محسن مخملباف برای پیش قدم شدن در راه اندازی تلویزیون بپیوندید
http://yekiazhame.blogspot.com/2009/07/blog-post_06.html
Posted by: رها at July 6, 2009 07:13 PM
سلام
ایدهٔ خیلی خوبی ، ولی چنتا چیزو یادت باشه
۱- این کارها وقتی نتیجه میده که اصولا قانونو قبول داشته باشن و ملزم به رعایت قانون باشن ، تو ایران تو ۲ هفتهٔ گذشته ، جلوی چشم همه ، ادم کشتن، اموال مردمو داغون کردن ، به خونه ی مردم حمله کردن ، اخرشم اومدن تو تلوزیون گفتن بسیج مظلوم بوده و کار خود مردم ، پس اساسا وقتی اون جنایتهارو انکار میکنن ، این شکایت براشون موضوع یت نداره
۲- در مورد مترو چون موضوع سیاسی نبود ، بهش به صورت تخصصی نگاه شده ، ولی وقتی موضوع سیاسی باشه ، بهش به صورت منافع شخصی و سیاسی نگاه میشه ، اگه منافع ایجاب کنه ، مطمئن باش اینا خدارو هم نفی میکنن
Posted by: hamed at July 5, 2009 03:52 AM
سلام - درک میکنم. بهرحال ممنون
Posted by: رها at July 4, 2009 08:51 PM
پرستو من با شکایت موافق هستم. البته که راهکاری قانونیاش را نمیدانم. اما با پیامک نزدن اصلا موافق نیستم. رسانهای که تولید محتوایش با حکومت نیست را نباید تحریم کرد. آن هم رسانهای که کنترلش بسیار سخت است.
Posted by: میثم at July 4, 2009 11:44 AM
مدتهاست آرزوی قلبی من اینه که اون چیزی که در دو هفته گذشته بعنوان اعتراض و مبارزه انجام شد به سمت شکایت هایی اینچنینی هدایت بشه. هر کدوم از ما اگه بشینه و فکر کنه و یه لیست تهیه کنه میبینه که هزاران هزار مورد هست که بعنوان یک شهروند داره حقوقمون پایمال میشه، سالها هم شده و هیچ کس هیچی نگفته. چی میشه این همه شور و هیجان رو در مورد احقاق حقوق روزمره شهروندیمون نشون بدیم؟
Posted by: سهیلا at July 4, 2009 06:36 AM
سلام - برای شروع یک حرکت دسته جمعی به کمک شما احتیاج دارم
http://yekiazhame.blogspot.com/2009/07/18-sms.html
امیدوارم از اینکه صدامون فراگیرتر بشه حمایت کنید
Posted by: رها at July 4, 2009 02:47 AM
پیشنهاد می کنم دوستانی که حقوق خوندن برای تنظیم شکایت همکاری کنند و همه دسته جمعی شکایت کنیم.
من هم بعنوان شاکی همراهتان هستم.
Posted by: عباس واحدی at July 3, 2009 01:43 PM
می شه کنارش یک شکایت هم درباره رأی ات تقدیم دادگاه کنی؟
پرستو:
قانون انتخابات فكر كنم فرق میكنه. يا درست متوجه نشدم منظورت رو؟
Posted by: neda at July 3, 2009 11:26 AM
parastou jaan
Thats a great idea. You can forward your ideas to me, I will share it with my dad who is a lawyer and share ideas with you. We are now working on other complaints
Great idea from your side
Posted by: kimi at July 3, 2009 11:07 AM
متاسفانه راهکاری سراغ ندارم ولی به این همه مسئولیت شهروندی و صدالبته اجتماعی ات درود می فرستم . ضمنا شاید این آدرسها یه کمی بهتون کمک کنه
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=11750
http://www.dadkhahi.net/law/Ghavanin/Ghavaninn_Madani/Gha_aeen_dadrasi_%20Divane_edalat_edari.htm
http://www.dadkhahi.net/law/Ghavanin/Ghavaninn_Madani/Ghanoon_Divane_edalat_edari.htm
Posted by: Diana at July 3, 2009 10:41 AM
من این نوشته رو توی فیس بوک شیر کردم.
Posted by: مریم at July 3, 2009 07:04 AM



