سلام بیست‌ونه سالگی

شانزده روزه بودم که جنگِ هشت‌ساله‌ی ایران و عراق شروع شد؛ بیست‌ونه ساله‌ام و دولتِ کودتا از ترسِ جمع شدنِ مردم کنارِ هم برنامه‌های عمومیِ مذهبی و غیرمذهبی را نیمه‌تعطیل کرده است. و در این فاصله چه بیم‌ها و چه امیدها...
تجربه‌های دست اول دارم از جنگ و ویرانی، از مرگ، از ایدئولوژی، از قحطی و زندگی کردنِ کوپنی، از رشدِ صنعتی، از انتخابات، از آزادی مطبوعات، از خفقان و توقیف، از هنرِ متعهد، از هنر برای هنر، از زلزله و بلایای طبیعی، از همیاری برای بازسازی، از عشق، از فعالیت اجتماعی، از تغییر دادن و تغییر کردن، از بازداشت، از بازجویی شدن، از زندگی در غربت، از سفر، از افسردگی، از کودتا. در این بیست‌ونه سال بسیار زندگی کرده‌ام و تجربه. چه چیز بهتر از این؟

پی‌نوشت- بهادر راست می‌گوید: اشاره نکرده‌ام به تجربه‌ی معرکه‌ی رفاقت‌ها و دوستی‌هام.



September 6, 2009 03:35 PM


Comments


تولد مبارك شهريوري عزيز...من هم شهريوريم...

پرستو:
ببخش که خیلی دیر.. تولدت مبارک!

Posted by: فافا at September 23, 2009 10:55 AM

تولدت مبارک
چه حس مشترکی!
آخه منم بیست مهر متولد خاهم شد(البته اگه سرزا نمیرم)
:)

پرستو:
تولدت مبارك :)

Posted by: آزاده at September 12, 2009 03:46 PM

mobarake tavalodet:)to va webloget dooste khoobi baraie man hastyn:)
rasty ma ham senim:D

پرستو:
سلام منا. ممنونم از تبریک و اینا. خوب باشی.

Posted by: mona at September 10, 2009 03:41 AM

تولدت مبارك.

پرستو:
ممنونم. :)

Posted by: حقوقدان پاريسي at September 9, 2009 12:56 PM

پس با این حساب هم سن و سال‌های تو کمِ کم یه چهل سالی باید داشته باشن!

پرستو:
هاها

Posted by: zahra at September 7, 2009 03:00 PM

بابا پرستو ما كه سي ساله شديم! بايد مي نوشتي خداحافظ بيست و نه سالگي ... هان؟... يا من اشتباه مي كنم؟ يعني بي خودي توي اين چند روز كه از تولدم گذشت عزاداري كردم؟ بهرحال تولدت مبارك دوستم!

پرستو:
دوستم، تولد تو هم مبارک!
این بحث قدیمیه. به بچه‌ای فکر کن که یک ماه است به دنیا آمده، به‌ش نمی‌گن یک‌ساله.

Posted by: الهه at September 7, 2009 01:37 PM

پرستو جان تولدت مبارک. ایشالا که روزهایی بهتر و زیباتر رو شاهد باشی.

پرستو:
ممنونم، لاله جون. به امید روزهای بهتر و شادتر..

Posted by: لولو at September 7, 2009 08:18 AM

Tavalodet mobarak. Omidvaram sale khoub va shadi dar pishe roo dashte bashi.

پرستو:
مرسی، انار مهربون. خوب و شاد باشی.

Posted by: anar at September 7, 2009 03:39 AM

باد مبارک تولدتون.

پرستو:
ممنونم :)

Posted by: هومن at September 7, 2009 01:00 AM

بهتر از این، این است که این تجربه‌ها را که به قیمت سوختن یا دقیق‌تر بگویم نابودی نسل ما به دست آمده پاس داریم و توشه‌ی راه کنیم و امید را، امید را، امید را به آن پیوند بزنیم تا آینده‌ای اندکی بهتر بسازیم.

تولدت مبارک پرستو جان! هر سال کامیاب‌تر و موفق‌تر از سال پیش باشی!

پرستو:
ممنونم از لطفت، مسعود جان.

Posted by: مسعود برجیان at September 6, 2009 09:23 PM

مبارکه.

پرستو:
ممنونم. :)

Posted by: حاجی واشنگتن at September 6, 2009 09:04 PM

عروسی برگزار کردن را یادت رفته بنویسی. یادت نیست که سر عروسی برگزار کردن جنگ جهانگیر آغاز شد! مامان و من یک طرف بودیم و شما را کاپیتولاسیون کردیم و جنگ جهانگیر به خیر و خوشی پایان یافت. یاد آن جنگ‌ها به خیر. تولدت مبارک.

Posted by: هوشنگ at September 6, 2009 07:25 PM

مباااارک.

پرستو:
مرسی، آذین. :)

Posted by: Azin at September 6, 2009 03:54 PM

Post a comment





Remember Me?