...
در تنهایی
بر تنهایی گریستن
و تصمیم به
از تنهایی گریختن
و از دیگران ترسیدن
و به تنهایی خود آویختن
و تنها ماندن و در تنهایی بر تنهایی گریستن
۲۶ آذر ۱۳۹۱
Comments
آخ که این سطور دل شکسته و خسته ام را بیشتر به آتش کشید...
Posted by: mary at December 17, 2012 10:33 PM
شاید مصداق این شعر باشد
دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد
نه از تن ها بلاخیزد که از تنها بلاخیزد .
نمی دانم اما تنهایی یک گودال عمیق است که پر کردنش را حریفی جانانه می خواهد .
Posted by: مانایی از بودن و نبودن at December 17, 2012 05:23 PM
تنهایی آدمی غیر قابل شر کردن و لایک زدن است.
من به تنهایی به ورای تنهایی اعتقاد دارم، به این که اثر تنهایی تا بینهایت باقی میماند اعتقاد دارم. کسی که تنهایی را میکشد شهید است و تنهایی شهادت. در این تنهایی سایه نامریی تا ابدیت جاریست. تنهایی درد دارد. مثل سرطان هزینه دارد. تنهایی، نوشتن و پیادهروی خیلی بهم میآیند. سه سیزن از یک سریال هستند. سه جلد از یک کتاب. از هر کدام میتوانی به آن یکی برسی.
تنهایی یک حس خیلی ناب است. مثل نوشتن. نوشتن سرشار از تنهایی است.
نـالـه از درد مکن، آتشی را کـه در آن زیستهای سـرد مکن
با غمش باز بمان، سرخ رو باش از این عشق سر افراز بمان
Posted by: حمیدرضا at December 17, 2012 03:29 AM

